ماندگاری نظام های سیاسی

جبر تاریخی و تکامل خرد گرایی اثبات نموده که نظام ها می آیند و می روند، متناسب با فرصت ها وتهدیدهایی که ایجاد میکنند، با نقاط قوت و ضعف مورد ارزیابی قرار می گیرند و قضاوت می شوند توسط افراد جامعه ، ماندگاری یک نظام تا زمانی است که جامعه در ارزیابی های خود نکات مثبت آنرا بیش از نکات منفی آن برآورد کنند. اینکه صرفا یک نظام تا ابد ماندگار است به لحاظ علمی قابل تایید نیست. اینکه صرفا یک نظام سیاسی، اقتصادی و اجتماعی می تواند جوابگوی یک جامعه باشد نیز توسط تجربه های تاریخی باطل گشته است. جمهوری اسلامی نیز مشمول قوانین انسانی، تاریخی و گذر زمان می شود. طولانی تر شدن جمهوری اسلامی نیز مستلزم اصلاحات واقعی و بنیادینی است که تا کنون حاکمیت از آن استقبال نکرده است. بحران های فعلی انسانی و طبیعی نیز ناشی از کارکرد نامناسب بعضی از نهادهای این سیستم است، نه از مردم ایران.
در ادامه جمهوری اسلامی یا باید به سمت نظام اسلامی برود،یا نظام جمهوری . این دوگانه اسلامیت و جمهوریت منتج به پیدایش دو جناح انتخابی و انتصابی گردیده که مدام در حال فرسایش یکدیگر هستند. عدم پاسخگویی، فرار از مسولیت پذیری و متهم کردن یکدیگر به کارشکنی و جنگ پنهان و نهایتا دولت سایه از جمله نتایج این سیستم است.
( برای علاقه مندان به نظام های سیاسی منابع علمی معتبری وجود دارد. دوستان می توانند از آنها استفاده کنند. از جمله نظریه های کلاسیک جامعه شناسی از جمله نظریات لوتر، هابز ، لاک، روسو، سن سیمون وکنت)

جنگ راست و چپ در ایران

ایا ورود اصولگرایان به دولت منجر به گذار از وضع موجود می شود؟عملکرد فعلی دولت جمهوری اسلامی در حوزه اقتصاد منجر به بروز ناآرامی ها و اعتراضات روزمره ای گردیده که ساختار سیاسی نظام را به مخاطره انداخته است، صرف نظر از عوامل خارجی؛ گروهی از تحلیل گران فقدان انسجام سیاسی در سازمان قدرت ایران را عامل مهمی در بروز ناکارآمدی در حوزه اقتصاد دانسته و معتقدند در سازمان قدرت سیاسی ایران، جنگی تمام عیار بین انتخابی ها و انتصابی ها در گرفته است که این جنگ در نبود مشارکت سیاسی انتصابی ها در دولت ، به حوزه اقتصاد کشیده شده است. با بروز و ظهور نآآرامی ها و اعتراضات بازاریان، گروه های قدرت متوجه وخامت اوضاع گردیده و به دنبال آتش بس و حل و فصل موضوع مورد مناقشه از طریق سیاسی شده اند. گروهی از تحلیلگران معتقدند که پیشنهاد مشارکت جریان راست در دولت از ۴ منظر قابل بررسی است.
۱)گرفتن سهم خود از کیک دولت ، با ورود به دولت در تصمیمات اقتصادی دولت تاثیر گذار باشند تا بتوانند منافع گروهی خود را حفظ نموده و از درگیری مستقیم در حوزه اقتصاد بپرهیزند.
۲)از منظر دوم ورود جریان راست به دولت ناشی از لزوم تقویت نگاه امنیتی به جامعه است تا بتوان ناآرامی ها را کنترل نمود.
از منظر سوم جریان راست به دلیل تجربه تحریم های قبل از برجام توان دور زدن تحریم ها را داشته و می تواند در این برهه اثرگذار باشد.
اما کم طرفدار ترین منظر، تخصص اقتصادی و سواد علمی جریان راست جهت تغییر وضع موجود است . مخالفان این دیدگاه بحران اقتصادی وضع فعلی را ناشی از سیاست های اقتصادی جریان راست در زمان دولت معجزه هزاره سوم می دانند.
با این تفاسیر به نظر نمی رسد که تغییر در کابینه دولت با ورود جریان راست منجر به بهبود معیشت مردم گردد.