ایران و تمدن ناخشنود ۲( کورش گرایی یا برخورد درون فرهنگی)

زنگهاس در تالیف خود کتاب "برخورد درون تمدن ها" می گوید در جوامع در حال توسعه به محض آنکه فرهنگ سنتی با نوسازی روبرو می شود و جامعه دچار تحول ساختاری و سپس تحول ذهنی می گردد، آن جامعه دچار منازعات ژرف درونی می شود. در صورتیکه چالش نوسازی خیلی جدی باشد برگشت به سنت و تاکید بر میراث فرهنگی آشکارا به عنوان یک واکنش دفاعی بروز می یابد. از نظر ایشان منازعات درون فرهنگی باعث زایل شدن پایه های اساسی آن فرهنگ می شود. وی همچنین در این رابطه پیدایش سنت گرایان اسلامی، بنیادگراهای مذهبی ، بنیادگراهای دولت گرای سیاسی( به تعبیر من جبهه پایداری ها)اصلاح گرایانی که به علم و خرد امید بسته اند(این معیار اصلاح طلبان است) لائیک ها و عرفا در جوامع اسلامی را ناشی از منازعات درون فرهنگی یک جامعه می داند. از این منظر، نشانه ها حاکی است که جامعه ایران در تلاش برای توسعه فرهنگی مبتنی بر نوسازی به چالش برانگیز ترین دوران خود رسیده است که به نظرمیرسد جامعه دیگر تحمل وضع موجود را ندارد. نوسازی لاییک گونه زمان پهلوی ها  با برخورد به  تفکر اسلام گرای رادیکال یا اسلام سیاسی اوایل انقلاب ، سپس چالش هر دو جریان فکری با نوع سوم یعنی اصلاح طلبان معتقد به علم و خرد  در  نتیجه ،ایجاد منازعه بین اسلامگرایان و بازگشت بنیادگراهای مذهبی  در چنین شرایطی که منازعات درونی بین  اسلامگرایان تشدید شده است،                                   اینک جامعه بعد سوم  را نیز در حال تجربه کردن است.که نشان دهنده تدافعی تر و فشرده تر شدن شدید  فرهنگ جامعه ایران است. تجمع قابل توجه ایرانیان در روز کورش در کنار ارامگاه وی نشان از همین مهم دارد که: جوامعی که دچار انسداد نوسازی فرهنگی گردند واکنش دفاعی آن فرهنگ برگشت به سنت ها و میراث فرهنگی است. از این منظر بروز ناسیونالیسم ایرانی نه یک گام به جلو بلکه عقب رفت فرهنگی جامعه و شدیدتر شدن منازعات درون فرهنگی است. به بیان ساده تر منازعات درونی اسلامگرایان منجر به تضعیف شدن پایه های اصلی ذات باوری گردیده و در ادامه با تنگ تر شدن شرایط اقتصادی تحمیلی از بیرون توسط دشمنان و رقیبان منطقه ای و جهانی ، توسعه اجتماعی  تحت تاثیر عدم توسعه اقتصادی، دچار بازخورد مثبت گردیده است . در این شرایط و به دلیل عدم توانایی اسلامگرایان برای به تحرک واداشتن شرایط فرهنگی و اقتصادی ، واکنش طبیعی جامعه در حال نوسازی، بازگشت به سنت هایی تاریخی -بانظربه مورد اجمع درمقبره کورش بازگشت به سنت کهن ملی و باستان گرایی- هست که گمان می شود می تواند شرایط را بهبود بخشد . موضع گیری عالمان دینی و تقابل شدید با این ناسیونالیسم ایرانی نشات گرفته از تاریخ ملی ایران، منجر به افزایش شکاف و بالا گرفتن منازعات می گردد و به اصطلاح تب فرهنگی را دامن می زند. در چنین شرایطی فروپاشی درونی تسریع گردیده و گروه های قدرت متکثر و کم بنیه، ظهور می یابند. درچنین منازعاتی بدترین حالت ازسوی نظام حکومتی که
پوزیسیون مذهبی را نمایندگی می کند و درجانب حفظ سنت مذهبی به هرقیمت قراردارد ،دست زدن به خشونت وکاربرد سازو کار اجبار عریان برای حل موضعی تنش وشکاف موجود اما روبه گسترش است. برای جلوگیری از چنین روندی لازم است از اشتراکات بین فرهنگی این سنت ها برای کنترل وضع موجود بهره جست. به نظر تقابل این دو جریان فرهنگی ایرانی با مذهبی شرایط را برای تجربه سوریه ای فراهم می سازد. این مهم وقتی برجسته تر می شود که متوجه باشیم جامعه ما نوسازی ذهنی را قبل از نوسازی ساختاری طی نموده است. در این شرایط تلاش های ذهنی معطوف به تغییر ساختار خواهد بود. 
 

تفسیری از بروز و ظهور مذاهب و پیامبران در قالب  نظریه تکامل انسان

نظریه تکامل که داروین در زیست شناسی ارائه کرد را می توان از شروع پیدایش انسان ها و مذهب نیز  تفسیر کرد. انسان های اولیه دو دسته بودند. گروهی به دانه جمع کردن و گردآوری دانه ها و میوه ها مشغول بودند و گروه دیگر که شکارچی نامیده می شوند به دنبال شکار بودند.

 در روند تکامل و تخصص یابی، دانه جمع کن ها به دلیل وابستگی به درختان و گیاهان دانه ای در محدوده مشخصی به دنبال دانه و میوه 

ادامه نوشته

نرمش قهرمانانه – زمان و مکان نگاه به تفسیر ها از این کلید واژه

در بیانات مقام معظم رهبری کلید واژه ای بیان شد با نام نرمش قهرمانانه، به تناسب برداشت افراد تحلیل های خرد و کلانی از آن استخراج می شود. موضوع زمان ارائه این کلید واژه و حوزه نفوذ آن به لحاظ مکانی و گستره مفهومی آن نیازمند نگاهی جامع به شرایط درونی و بیرونی جامعه ایرانی

ادامه نوشته

برخورد یا گفتگوی  تمدن ها یا پایان تاریخ تحلیلی بر اندیشه های عام فرهنگی

کشور ایران از سالهای پس ازآشنایی با غرب  تلاش زیادی را برای ارتقاء سطح توسعه جامعه شروع کرد. از آنجا که توسعه مبتنی بر صنعت در نظام جهانی ذاتا محصول کشورهای غربی است و ناچارا به کارگیری هر رویکرد و روشی برای رسیدن به توسعه صنعتی  نیز منجر به ایجاد سبک زندگی صنعتی می شود که آن نیز ناچار غربی است و از انجا که هر سبک زندگی  نیز خود فرهنگ خاص خود را ایجاد می کند ( فرهنگ برآمده از وجه و شیوه تولید جوامع است: شیوه تولید فئودالی یا کشاورزی  فرهنگ فئودالی،  و جه تولید شبانی فرهنگ شبانی و عشایری را تولید می کند ) فرهنگ ما – سبک زندگی ما و توسعه ما نیز به سوی فرهنگ و سبگ زندگی غربی کشیده شده ، می شود و  خواهد شد و این حرکت 

ادامه نوشته

عوامل جغرافیایی و برنامه تعدیل ساختاری پیش درآمد های انقلاب مصر

کشور مصر به لحاظ جغرافیایی در منظقه ای با اراضی محدود کشاورزی واقع گردیده و هرگونه افزایش مازاد محصول کشاورزی نیازمند سرمایه گذاری زیادی است. کشورهایی که در چنین شرایطی به سر می برند با اقتصاد مبتنی بر کشاورزی امکان توسعه یافتن ندارند . به دلیل سرمایه بر بودن و بالا بودن هزینه توسعه کشاورزی در عین پایین بودن ارزش افزوده و تولید ثروت  امکان  افزایش ثروت برای ورود سرمایه به بخش صنعت و خدمات وجود ندارد.سران مصردر راستای حرکت به سمت توسعه اقتصادی  ناچارا متکی به واردات محصولا کشاورزی بودند. در این راستا کمک های غذایی  امریکا که ارزانتر از قیمت های جهانی (یارانه دار) که با دو سیاست خارجی و داخلی امریکا
ادامه نوشته

آیا انقلاب اسلامی ایران حرکت واپسگرایانه بود؟

گفتمان های عمومی جامعه ایران از یک سو و از سوی دیگر گفتمانهای لیبرالی جهانی موضوعی کم و بیش مطرح می شود که دیالوگ های آشنایی در آن به وضوح مشاهده می شود. از جمله کشور ایران صد سال از جهان عقب افتاد- ایران بازگشتی قرون وسطایی را تجربه کرد – جامعه ایرانی رو به زوال نهاد. برای درک روندها و فرایندهای درونی چه نهادی چه ساختاری و چه اجتماعی  که حرکت آنها واپسگرایانه بوده یا خیرً لازم است به سوالات ذیل پاسخ داده شود

ادامه نوشته

نظام های نوین جهانی و چشم اندارهای جغرافیایی این نظام ها

در دهه های اخیر نظام جهانی تحت تاثیر سه نظام نوین و تکامل یافته قرار گرفته است.

۱:نظام سوسیال دموکراسی ۲:نظام نئولیبرال ۳: نظام جامعه مدنی                                               به طور حتم این نظامات جهانی فضاهای جغرافیایی خاصی را پدید می آورند  برای شناسایی چشم اندازهای جغرافیایی حاصل از چنین نظاماتی ضرورت دارد تا چارچوب فکری و پشتیبانی کننده این رویکردها بررسی شده و نوع نگاه آنها  به سه جز اصلی یعنی فرد - جامعه و محیط مورد تحلیل قرار داد تا بتوان نوع اثرگذاری این سه مولفه بر همدیگر را بازنمایی کرد.    در ادامه هر یک از این نظامات و نگرش هر کدام  به انسان - جامعه و محیط وارتباطات و همپیوندی های میان این سه و اثر پذیری از این مکاتب مورد بررسی قرار خواهد گرفت.

این مطلب ادامه دارد

 

 

جغرافیا و قانون جاذبه به روایت شکل

در ادامه مطلب ببینید




ادامه نوشته

النینو سیاسی بر فضای جغرافیایی ایران؟ ثبات یا تغییر

به لحاظ جغرافیایی مکان  تحت تاثیر مکانهای مجاور خود قرار دارد. به لحاظ تئوری فیزیک قانون جاذبه این موضوع را تایید می کند. ارتباطات گسترده با یک مکان منجر به تحول در مکان دیگر گشته و از بین رفتن ارتباطات منجر به افول مکان می شود. نمود واقعی این مثال مانداب ها و باطلاق ها هستند. بیان تئوریکی این گفته رویکرد سیستمی در جغرافیا ست. ب

ادامه نوشته

اثیری شدن فرهنگ از نگاه توین بی

فرهنگ هایی که به صورت پایدارو غیر خلاق در محیط انسانی باقی می مانند،غالبا موجب ترویج اختراعات و پذیرش های فنی ساده تر می شوند. در حالیکه فرهنگ های خلاق تر انرژی های خود را به شکل های ظریف تر پیشرفته تری تبدیل می کنند. تا جایی که حتی ابزار و وسایل فنی آنها به گونه فزاینده ای غیر مادی می شود، از حجم و وزن آنها کاسته شده و نحوه کار آن ساده تر می شود. در جریان اثیری شدن بخش بیشتری از محیط در فضا و زمان برای ترقی و تعالی انسان آماده می شود.

توسعه  کلانشهرها از نگاه مامفورد

واقعیت این است که اشتهای مفت خوری فرمانروایان ارگ پا به پای قدرت طلبی و ثروت اندوزی مشهود آنها فزونی یافت. به جای اینکه مطالبات  خود را با حقایق دردناک جامعه تطبیق داده و بخش بیشتری از انحصارات خود را به مردم واگذار کنند چنان به مطالبات خود افزودند که تحقق آنها از عهده امکانات محلی خارج می گردد.نتیجه، گسترش جغرافیایی قلمروها و شکل گیری کانون های بزرگ ثروت اندوزی در پایتخت هاست

انواع جغرافيا و ارتباط آنها با ايدئولوژي ها                                                   

 به نظر مي رسد كه فصل مشترك ايدئولوژي غربي و ايدئولوژي اسلامي در ميان اين سه نوع جغرافيا  جغرافياي تئوكراتيك  بوده كه در همه پديده ها به خدا نگري تاكيد مي شود.  قرآن در اين زمينه مي فرمايد :(( واز جمله آيات قدرت اوخلقت زمين و آسمانهاست و هم آنچه از آنها از انواع جنبندگان پراكنده است)) شوري آيه 29  ((محققا در خلقت آسمان ها و زمين ورفت وآمد شب وروزدلايل روشني است براي خردمندان عالم)) آل عمران آيه 190  اين آيات  خدا نگري در همه پديده ها را تحت اراده خداوند قرار داشتن طبيعت را اعلان ميدارد
ادامه نوشته

ايدوئولوژي ها و عوامل محيطي(اسلام – مسیحیت- یهودیت)

تلقي دين از طبيعت : در تلقي دين از طبيعت كه همان تلقي عرفاني يا هنري است همه جهان اعم از طبيعت – ماورائ طبيعت و عالم غيب و مشهود  پرتو ذات الهي است. اين نگرش كه زماني نگرش غالب در جهان بود رفته رفته جاي خود را به نگرشي داد كه در آن طبيعت نه از ان حيث كه پيوندي با مراتب بالاتر و والاي هستي دارد بلكه از آن حيث كه تحت سلطه آدمي است مورد توجه قرار ميگيرد. اين دوران جديد و نگرش نوين به طبيعت به عنوان ابزار آدمي منظري است كه در آن عالم چون موضوع استيلا و بهره برداري مورد توجه قرار مي گيرد
ادامه نوشته

نگرش به جهاني شدن و دو تضاد در يك ديدگاه

از يك نگاه سوسياليست ها با نگاه تعاون گرا و رویكرد هاي محلي محور، سعي در جهاني كردن دارند اما از طرف ديگر با جهاني شدن مخالفت مي كنند. در صورت حذف دولت ها زمينه هاي جهاني شدن فراهم تر شده و از آنجا كه جهاني شدن به سمت توانمند كردن و پايداري خرده فرهنگ ها در جهان مي شود، رويكرد آنارشيستي جهاني شدن را در عمل تبليغ مي كند. از سوی دیگر مخالفت جدي با جهاني شدن را تبلیغ می کند و جهاني شدن را موجب ايجاد سلسله مراتب قوي تر و ايجاد ناعدالتي در جوامع انساني مي داند.

استعاره ماشين گرايي و مكتب قدرت   

استعاره ماشين گرايي محصول قرن 17 در اين ديدگاه جامعه نظير يك ماشين كه از قطعات مختلف تشكيل شده از مجموع افراد به وجود مي آيد و همان قوانين ماشين وارگي در جامعه نيز صادق است..اساس اين ديدگاه را دوگانه انگاري  تشكيل مي دهد و شالوده ماشين گراتي با معبارهايي همراهي ميشود كه بر اساس قدرت متكي است.
ادامه نوشته

استعاره انداموارگي در جغرافيا و  نقش داروينيسم در بهره برداري از جوامع انساني

تشبيه عوارض جغرافيايي بويژه عوارض طبيعي به اندام هاي حياتي به استعاره انداموارگي گفته مي شود. از جمله اين استعاره انداموارگي تشبيه شريانهاي ارتباطي با سرخ رگ هاي حامل خون در بدن انسان يا تشبيه شهر به عنوان يك ارگانيسم زنده از نتايج به كارگيري انداموارگي در جغرافيا ست.
ادامه نوشته

مکتب آنارشیسم و مبانی فکری آن در جغرافیا

مكتب آنارشيست بي عدالتي هاي اجتماعي و تخريب محيط زيست را در نتيجه روابط قدرت در سلسله مراتب مي داند.چنانچه شكل گيري قدرت را بتوان در جوامع انساني از بين برد مي توان عدالت را برقرار كرد.از آنجا كه قدرت در نتيجه اشتراك و همپيوندي ميان پول بااجزاء آن يعني اقتصاد بازار و نظام مالي از يك طرف و فضا(عناصر فضا در اين برداشت نظام هاي سياسي و نظام پولي است) از طرف ديگر مي باشدو فضا و پول همبستگي سيستمي دارند چنين برداشت مي شود كه براي از بين بردن قدرت بايد همبستگي پول و فضا را از بين برد.يا ارتباط نظام سياسي را از اقتصاد بازار يا نظام مالي قطع كرد
ادامه نوشته

ضعف مباني فكري مكتب اكولوژي یا مکتب بوم شناسي

آنچه كه مباني فكري اين مكتب بر آن استوار گشته  را مي توان در نوع برداشت ايدئولوژي اثرگذار بر علوم غربي جستجو كرد.                                                                                                           اول : اينكه ايدئولوژي و فلسفه نگرش به انسان و طبيعت در علوم غربي ذاتا فلسفه ناقصي است. مباني و زيربناهاي فكري غرب به طبيعت با ديد منبع فايده رسان و مصرفي نگاه مي كند و به همين دليل در رويكردها و ديدگاه هاي مكاتب اثرپذير از اين مباني فكري  يا طبيعت را مسلط بر انسان يا انسان را بر طبيعت مسلط مي دارد و به گونه اي در هر دو حالت بازنمايي جنگي بين انسان و طبيعت را نشان مي دهد و اين حالت پيكار انسان و طبيعت بر عليه هم منجر به سوء استفاده عامل پيروز بر عامل مغلوب مي گردد.
ادامه نوشته