ارتباط ایران و آمریکا و اثرات آن بر شبکه ها و جریان ها ایران
پس از 35 سال از قطع رابطه ایران و آمریکا ، پیشآمد ها حاکی از عادی سازی روابط بین ایران و آمریکاست.
آمریکا به عنوان نابغه اقتصاد سرمایه داری با اقتصاد کاملا آزاد در یک سو و ایران به عنوان نابغه اقتصاد سنتی شبه سرمایه داری با اقتصاد غالب دولتی از سوی دیگر این مشارکت قرار دارند. ارتباط این دو کشور با دو ویژگی خاص چه پیامدهایی را بر دیگری خواهد داشت؟
بسیاری از اندیشمندان امیدوارند تا با عادی سازی روابط ، تغییرات مثبت شگرفی در اقتصاد ایران ایجاد شود. رفع تحریم ها- پیوستن ایران به تجارت جهانی – افزایش صاردات و ورود سرمایه خارجی بویژه سرمایه آمریکایی و از این قبیل . که البته هر یک از این موضوعات به وقوع می پیوندد، اما آیا اثرات توسعه ای مثبتی در راه خواهد بود. این موضوع نیازمند درک شبکه و جریان شبکه های موجود در جامعه ایران است.
اصولا کانال ها و شبکه های کالا- سرمایه – نیروی کار و سایر شبکه ها از این تغییرات تاثیر پذیرند.
آنچه احتمالا بیش از همه و زودتر از سایر عوامل بر شبکه های داخلی ایران تاثیر خواهد داشت جریان سرمایه گذاری مالی در ایران است.
با برقراری ارتباط ایران و آمریکا شدت بالایی از جریان سرمایه وارد شبکه مالی ایران خواهد شد. بستگی به نوع ، شدت و جهت این جریان سرمایه، جامعه ایران متاثر خواهد شد.
در این رابطه شبکه مالی ایران با دو فشار روبرو خواهد شد. یکی جریان پرفشار سرمایه داغ و دیگری جریان کم فشار سرمایه سود آور بلند مدت تر. در این رابطه شبکه مالی ایران را تشبیه کنید به شبکه توزیع برق ایران که مرتبا با تغییر فشار غیر قابل محاسبه و در زمان های غیر قابل پبش بینی روبرو باشد.
جریان های شدید سرمایه داغ یا کوتاه مدت که بیشتر با ویژگی های شبکه مالی ایران همخوانی دارد : ویژگی رانتیری جامعه ایرانی (جامعه غیر تولیدی) و ویژگی فعلی نظام سرمایه داری (آخرین حلقه نظام سرمایه داری نظام مالی است) اجازه ورود این جریان سرمایه کوتاه مدت و سود بر را بیشتر فراهم خواهد نمود تا سرمایه تولیدی بلند مدت و توسعه آور. جریان سرمایه کوتاه مدت ضمن ایجاد فشار موضعی و آنی بر نظام و شبکه مالی ایران منجر به ایجاد رانت های عظیم و ایجاد شکاف های بزرگ در بین طبقات جامعه ایران خواهد شد و نارضایتی ها را به شکل انفجاری فعال خواهد کرد. منجر به تغییرات سریع و کاذب در نرخ برابری ارز ریال در برابر دلار خواهد شد و بخش تولید نیمه جان ایران را به ورشکستگی خواهد کشاند.
این جریان کوتاه مدت و داغ ضمن افزایش توان خرید جامعه منجر به ورود گسترده کالاهای مصرفی به کشور می شود و توازن صادرات و واردات را مجددا منفی خواهد نمود.
جریان های ضعیف سرمایه بلند مدت که کمتر با ویژگی های شبکه مالی ایران همخوانی دارد :
شبکه مالی ایران اینک همچون زمین تشنه آب تشنه سرمایه است ویژگی های بخش های اقتصاد ایران برای تضمین سود سرمایه و تشویق سرمایه گذار خارجی به گونه ای است که ساز وکار مناسب برای ورود سرمایه به شبکه تولیدی غیر نفتی یا وجود ندارد یا به شدت تحت تاثیر موانع دست و پاگیر دولتی است( فقدان امنیت مالی) شبکه رفت و برگشت سرمایه در کشور ایران نیز متاثر از اقتصاد دولتی ایران بیشتر متمرکز است. بیشترین جریان سرمایه بلند مدت به دلیل تضمین های دولتی در نظام جهانی متوجه بخش های نفت و گاز خواهد شد . این بخش از صنعت ایران کمترین تماس را با بدنه جویای کار ایران دارد. در نتیجه این وضع دولت ممکن است دوباره فاصله خود را از جامعه افزایش دهد.
در صورت ادامه روند کنونی در نظام مدیریتی و برنامه ریزی ایران و عدم ایجاد سوپاپ های اطمینان و فشار شکن ها در شبکه مالی ایران ارتباط باز ایران با نظام مالی جهانی و در نتیجه ارتباط ایران با آمریکا منجر به شکست همه جانبه ایران و وابستگی محض ایران در نظام جهانی خواهد شد.
دوستی می گفت یادمان باشد ما ایرانیان وقتی پس از یک دشمنی طولانی با طرف مقابل آشتی می کنیم جانمان را هم برایشان می دهیم.
این وبلاگ بنا دارد تا به موضوعات مرتبط با توسعه شهر در حوزه جغرافیا و بازتاب فضایی عملکرد برنامه ریزی ها، سیاست های دولت ها و همچنین نقد رویکردهای فعلی برخورد کننده با شهر وجایگاه شهرهای ایران در سلسله مراتب شهری جهان بپردازد. جایگاه شهر ها ، رقابت پذیری شهر ها از ساختار قدرت های سیاسی محلی، ملی، منطقه ای و جهانی و توسعه ناحیه ای و منطقه ای، ناشی از بازیگران جهانی .تمامی مطالب نظرات و برداشت های نویسندگان است و با ذکر منبع مجاز است.