به بهانه توهین صدا و سیما به بنیان های هویت ساز ملی ایران
در جوامع با شکاف های قومیتی حفظ و پایداری هویت های قومی هر جامعه منوط به مقاوت و پایداری در برابر هویت های مهاجم است. در این شرایط قومیت ها برای حفظ خود ناچار به همراهی و ایجاد تعامل با سایر گروه های فرامنطقه ای خواهد بود.
موضوع رابطه بین ایل بختیاری و دولت انگلستان را باید در کناره رابطه ایل قشقایی با دولت مرکزی و انگلستان مورد مطالعه قرار داد. تا زمان انقلاب مشروطیت قدرت ایران در دست گروه های عشایر بود و نیروی حاکم بر کشور در جهت حفظ ثبات و تداوم قدرت خود سعی در ایجاد شکاف بین جوامع ایلاتی و قومیت های ایرانی و فراهم اوردن زمینه های نفاق و تفرقه و رقابت های بین قومی در ایران می کردند. اقدام دولت مرکزی در ایجاد شکاف بین قومیت ها زمینه را برای حمایت نیروهای فراملی به خصوص انگلستان از قومیت ها و گروه های قدرت داخلی در جهت اعمال قدرت خود
فراهم می ساخت.در موضوع رابطه بین بختیاری با انگستان به نظر دو سیاست عمده از سوی سران بختیاری اعمال می شد.
1) تداوم حضور در صحنه سیاسی ایران
2) توان مقابله با قدرت های مجاور خود برای حفظ حیات اقتصادی ایل بختیاری
سران ایل بختیاری با تعامل و ایجاد رابطه با انگلستان متناسب با شرایط ایران می توانستند نفوذ خود را در عرصه قدرت ایران تداوم بخشیده و با حمایت از حکومت مرکزی و یا عدم حمایت از آن می توانستند گذار سیاسی ایران در انقلاب مشروطیت را تحت تاثیر قرار داده و در جهت دهی ان سهیم باشند.
از سوی دیگر ایل بختیاری به عنوان یک قدرت قوی در زاگرس جنوبی و مرکزی، ایل قشقایی را به عنوان رقیبی قدرتمند در مجاور خود داشت که در سرحدات مشترک خود در زمان ییلاق مشاجراتی بر سر قلمرو ایجاد می شد. از آنجا که ایل قشقایی به عنوان حایل بین قدرت مرکزی و انگلستان عمل می کرد و سیاست های داخلی انگلستان در حضور فیزیکی در ایران را به چالش می کشید و مانع عمده تحرک انگیستان در ایران به شمار می رفت . ایل قشقایی به عنوان یک هدف مشترک برای ایل بختیاری و انگلستان تعریف می شد. چرا که ایل قشقایی هم برخورد منافع با ایل بختیاری داشت و هم با انگلستان
. به اینگونه سران ایل بختیاری و انگلستان در زمانه ای به منافع مشتکری در ایران رسیده بودند که این منافع مشترک زمینه را برای نزدیکی این دو قدرت به هم فراهم ساخت. این نزدیکی رابطه انگلستان با ایل بختیاری، حاصل معادلات نابرابر قدرت در ایران و تلاش اقوام و هویت های ایرانی برای حفظ موجودیت و فرهنگ خود بوده است ، که نه تنها ننگ نیست بلکه تلاشی است ارزشمند که آریایی های ایران زمین توانسته اند با مدارایی و هوشمند ی هویت و فرهنگ بومی خود را تا جایی حفظ کنند که حتی تغییر سبک زندگی نیز اثرات آنرا نمی تواند از بین ببرد.
موضوع دوم و مهمتر در رابطه با اعتراضات بختیاری ها موضوع جهانی شدن هویت های محلی است که فکر می شد با از بین رفتن معیشت مبتنی بر شبانی و دامداری عشایری و رونق زندگی شهری فرهنگ محلی نیز در فرهنگ جهانی حل شده و از بین رفته است. اعتراض جمعی بختیاری ها به دلیل توهین به نمادها و نشانه های فرهنگی ایل بختیاری بیانگر تداوم نقش هویت های محلی در عرصه فرهنگ جهانی است. به نظر هر گونه تضعیف هویت های محلی در ایران مقدمه ای برای واکنش و انسجام قومی در ایران خواهد بود که این انسجام قومی شرایط را برای تقابل های قومی بین اقوام متکثر ایرانی را فراهم می سازد و ایجاد شکاف های قومی نیز زمینه را برای فروپاشی ایران فراهم می سازد.
"آگاهی لازمه آزادی است"
این وبلاگ بنا دارد تا به موضوعات مرتبط با توسعه شهر در حوزه جغرافیا و بازتاب فضایی عملکرد برنامه ریزی ها، سیاست های دولت ها و همچنین نقد رویکردهای فعلی برخورد کننده با شهر وجایگاه شهرهای ایران در سلسله مراتب شهری جهان بپردازد. جایگاه شهر ها ، رقابت پذیری شهر ها از ساختار قدرت های سیاسی محلی، ملی، منطقه ای و جهانی و توسعه ناحیه ای و منطقه ای، ناشی از بازیگران جهانی .تمامی مطالب نظرات و برداشت های نویسندگان است و با ذکر منبع مجاز است.