تقیه در ضعف، خدعه در قدرت: راهبرد بقای تشیع و نهاد امنیتی کمهوش
تقیه در ضعف، خدعه در قدرت: راهبرد بقای تشیع و نهاد امنیتی کمهوش
مقدمه
سیاست خارجی و امنیت داخلی جمهوری اسلامی ایران در چهارچوبی قابل تحلیل است که دو مفهوم کلیدی از سنت تشیع را در بر دارد: تقیه در ضعف و خدعه در قدرت. این راهبرد که ریشه در تاریخ تشیع دارد، در عملکرد نهادهای امنیتی و دیپلماسی جمهوری اسلامی نیز بازتاب یافته است. اگرچه این مدل بقای حکومت را در شرایط بحرانی تضمین کرده، اما هزینههایی همچون عدم توسعهیافتگی، ناکارآمدی نهادی، و مشروعیتزدایی را نیز در پی داشته است.
۱. راهبرد بقای تشیع: از اقلیت تحت سرکوب تا حکومت مستقر
تشیع بهعنوان یک مکتب در تاریخ اسلام همواره در موقعیت ضعف و تحت فشار بوده است. در نتیجه، این مکتب برای حفظ بقا به تقیه (پنهانکاری و خودداری از ابراز عقیده در شرایط خطر) متوسل شده است. اما در مواقعی که شیعیان به قدرت دست یافتهاند، راهبرد خدعه (بازی با دشمن، استفاده از فرصتها و بهرهبرداری از تناقضات قدرتهای بزرگ) را به کار بردهاند. این دو راهبرد از دوران آلبویه و صفویه تا دوران جمهوری اسلامی تکرار شده است.
۲. بازتاب این راهبرد در نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی
نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی که بهشدت ایدئولوژیک و کمهوش طراحی شدهاند، بهطور ناخودآگاه این راهبرد را در سیاستهای خود بازتولید کردهاند:
در برخورد با اعتراضات داخلی: در شرایطی که حکومت احساس ضعف میکند، ابتدا تقیه را به کار گرفته و از انکار بحران و وعده اصلاحات استفاده میکند. اما در صورت احساس برتری، سیاست سرکوب، دستگیریهای گسترده و مهندسی رسانهای را در پیش میگیرد (خدعه).
در سیاست خارجی: جمهوری اسلامی در مذاکرات بینالمللی و تعاملات منطقهای، در شرایط ضعف به سمت مذاکرات و توافقات موقت گرایش دارد (تقیه)، اما در موقعیت قدرت از بهرهگیری از گروههای نیابتی و بازیهای چندوجهی استفاده میکند (خدعه).
۳. تأثیر این راهبرد بر حکمرانی و توسعه
این مدل حکمرانی اگرچه بقای حکومت را تضمین کرده، اما پیامدهای زیانباری نیز به دنبال داشته است:
عدم توسعهیافتگی: تأکید بر بقا و حفظ وضع موجود باعث شده است که نهادهای کشور به جای سرمایهگذاری در توسعه، صرفاً بر مهار بحرانها و کنترل جامعه متمرکز شوند.
ناکامی در مشروعیتسازی: استفاده از خدعه و تقیه بهصورت مداوم، منجر به بیاعتمادی عمومی به حکومت شده و شکاف بین دولت و مردم را عمیقتر کرده است.
افزایش ناکارآمدی نهادی: با تکیه بر نهادهای امنیتی کمهوش و راهبردهای کوتاهمدت، ایران نتوانسته است به یک مدل حکمرانی عقلانی و پایدار دست یابد.
نتیجهگیری
راهبرد تقیه در ضعف و خدعه در قدرت که در بطن سنت تشیع شکل گرفته، در نهادهای امنیتی و سیاست خارجی جمهوری اسلامی نیز انعکاس یافته است. این راهبرد اگرچه بقای نظام را در مقاطع بحرانی تضمین کرده، اما با افزایش بیاعتمادی داخلی، ناکارآمدی نهادی، و محدودیتهای بینالمللی، مانعی در برابر توسعه و حکمرانی پایدار شده است. در نهایت، پرسش اساسی این است که آیا چنین الگویی میتواند در بلندمدت به بقا ادامه دهد یا خود به بنبست خواهد رسید؟
این وبلاگ بنا دارد تا به موضوعات مرتبط با توسعه شهر در حوزه جغرافیا و بازتاب فضایی عملکرد برنامه ریزی ها، سیاست های دولت ها و همچنین نقد رویکردهای فعلی برخورد کننده با شهر وجایگاه شهرهای ایران در سلسله مراتب شهری جهان بپردازد. جایگاه شهر ها ، رقابت پذیری شهر ها از ساختار قدرت های سیاسی محلی، ملی، منطقه ای و جهانی و توسعه ناحیه ای و منطقه ای، ناشی از بازیگران جهانی .تمامی مطالب نظرات و برداشت های نویسندگان است و با ذکر منبع مجاز است.