نهاد نمایندگی، از مجلس شورا گرفته تا سنا و مجلس نمایندگان، مولود دوره‌ای بود که مردم امکان حضور مستقیم در تصمیم‌گیری‌ها را نداشتند. در زمانه‌ای که سفر میان شهرها روزها طول می‌کشید و ارتباطات محدود به کاغذ و پیک بود، انتخاب نماینده تنها راه برای مشارکت مردم در سرنوشت سیاسی‌شان به شمار می‌رفت. اما این ساختار قرن نوزدهمی، امروز در قرن بیست‌ویکم بیش از آن‌که کارآمد باشد، به مانعی برای اراده‌ی مستقیم مردم تبدیل شده است.

امروز هر فردی به‌واسطه‌ی اینترنت، گوشی هوشمند و شبکه‌های اجتماعی، توانایی دارد نظر خود را به سرعت، بی‌واسطه و عمومی اعلام کند. نه فقط در قالب لایک و کامنت، بلکه با سیستم‌هایی نظیر رأی‌گیری آنلاین، رفراندوم دیجیتال و بلاک‌چین، امکان اعمال اراده‌ی مستقیم و امن فراهم شده است. دیگر نیازی نیست کسی به‌جای ما تصمیم بگیرد؛ ما خود می‌توانیم، به‌صورت لحظه‌ای، مشارکت کنیم.

در این فضا، نهاد نمایندگی به یک واسطه‌ی زائد تبدیل می‌شود. نه‌تنها کارکرد آن تکراری شده، بلکه در بسیاری موارد تبدیل به مانعی در برابر اراده‌ی واقعی مردم شده است. ساختارهای بسته‌ی حزبی، فساد، بده‌بستان‌های پشت‌پرده و فاصله‌ی فزاینده‌ی نمایندگان از مردم، این نهاد را ناکارآمد و حتی ضددموکراتیک کرده‌اند.

دموکراسی واقعی، نه در صندوق‌های رأی چهارساله، بلکه در حضور لحظه‌به‌لحظه‌ی مردم در تصمیم‌گیری‌هاست. اگر نماینده روزگاری راه‌حل محدودیت‌های ارتباطی و جمعیتی بود، امروز دیگر ضرورتی ندارد. آینده، متعلق به حکمرانی مستقیم مردم است؛ آینده‌ای که در آن هر شهروند، نماینده‌ی خود است.