از جنایت تا همبستگی: روایتسازی برای فراموشی
از جنایت تا همبستگی: روایتسازی برای فراموشی
در بسیاری از بحرانها، آنچه به چشم نمیآید، حقیقت ماجراست؛ آنچه پررنگ میشود، احساسات است، اشکها، شمعها و بنرهایی با شعارهای همدلانه. اما پشت این پردهی احساسی، جنایتی پنهان میشود، بهجای آنکه بررسی شود، بهعنوان "حادثهای تلخ" جا زده میشود.
وقتی قربانیانی که در نتیجه یک اقدام سرکوبگرانه، تصمیم اشتباه یا حتی یک جنایت دولتی جان میدهند، در قابهای رسانهای صرفاً «شهید حادثه» نام میگیرند و نه «قربانی خشونت ساختاری»، وقتی که در اخبار رسمی از «همدردی مردم» و «همبستگی ملی» صحبت میشود اما از پاسخگویی عاملان جنایت خبری نیست، این یعنی تلاش برای ساختن یک روایت جایگزین.
روایتی که در آن به جای مطالبهی عدالت، اشک میریزیم؛ به جای پیگیری حقیقت، مراسم یادبود میگیریم؛ و به جای خشم، تسلیت میگوییم. در این روایت، مسئول اصلی پشت واژههایی چون «اشتباه»، «اختلال»، یا «ناهماهنگی» پنهان میشود. وجدان عمومی آرام میگیرد، و جنایت به حادثه تقلیل پیدا میکند.
این فرایند، نه فقط فراموشی را تسهیل میکند، بلکه تکرار را نیز امکانپذیرتر میسازد. زیرا وقتی هیچکس پاسخگو نیست، تکرار هیچ هزینهای ندارد.
اما آیا همبستگی واقعی، آن نیست که در کنار قربانیان، خواهان روشن شدن حقیقت و اجرای عدالت باشیم؟ آیا همدردی، بدون مسئولیتپذیری، فقط تسکینی کاذب نیست؟
این وبلاگ بنا دارد تا به موضوعات مرتبط با توسعه شهر در حوزه جغرافیا و بازتاب فضایی عملکرد برنامه ریزی ها، سیاست های دولت ها و همچنین نقد رویکردهای فعلی برخورد کننده با شهر وجایگاه شهرهای ایران در سلسله مراتب شهری جهان بپردازد. جایگاه شهر ها ، رقابت پذیری شهر ها از ساختار قدرت های سیاسی محلی، ملی، منطقه ای و جهانی و توسعه ناحیه ای و منطقه ای، ناشی از بازیگران جهانی .تمامی مطالب نظرات و برداشت های نویسندگان است و با ذکر منبع مجاز است.