آموزش و پرورش در اسارت سلیقهها؛ مروری بر یک تصمیم خلقالساعه ضد سلامت
آموزش و پرورش در اسارت سلیقهها؛ مروری بر یک تصمیم خلقالساعه ضد سلامت
مقدمه: نظام آموزشی هر کشور، نهفقط محل انتقال دانش که بستر پرورش نسل آینده است. تصمیمگیری در چنین سیستمی باید متکی به منطق، سیاستهای کلان، و سلامت عمومی باشد. اما گاه، تصمیماتی خلقالساعه و برآمده از سلیقههای شخصی مدیران، این بستر را از مسیر خود منحرف میکند. یکی از این تصمیمات، ممنوعیت ناگهانی ورود دوچرخه به مدرسه توسط یک مدیر مدرسه هیأتامنایی بود؛ تصمیمی که نه در آییننامهها آمده بود، نه پشتوانه عقلانی داشت، و نه با سیاستهای کلان نظام آموزشی همخوانی داشت.
شرح ماجرا: در ابتدای سال تحصیلی، هیچگونه ممنوعیتی برای آوردن دوچرخه توسط دانشآموزان اعلام نشده بود. خانوادهها و دانشآموزان با اعتماد به فضای باز و مشوق سلامت، فرزندان خود را با دوچرخه به مدرسه میفرستادند. اما بهصورت ناگهانی، مدیر مدرسه اعلام میکند که از این پس آوردن دوچرخه به مدرسه ممنوع است. نه جلسهای با والدین برگزار شد، نه دلایل منطقی اعلام شد، و نه مستند قانونی ارائه گردید. مثل تمام تصمیمات خلق الساعته و بدون نظر جامعه و بدون پشتوانه کارشناسی در کشور که تا پایین ترین رده های مدیریتی این سیستم ناکارآمد، نفوذ کرده و جامعه را برای رسیدن به حق طبیعی خود به جنگ با خود وا می دارد.
تحلیل مغایرتها:
1. مغایرت با سیاستهای سلامت: وزارت بهداشت، آموزشوپرورش، و نهادهای محیطزیستی، سالهاست که بر ترویج پیادهروی و دوچرخهسواری برای کاهش آلودگی هوا، بهبود سلامت جسمی و روانی، و کاهش مصرف سوخت تأکید دارند. تصمیم به ممنوعیت دوچرخهسواری، در تضاد کامل با این سیاستهاست.
2. مغایرت با منطق تربیتی: آموزش مسئولانه، یعنی تربیت نسلی آگاه، سالم و توانمند. محدود کردن حق انتخاب دانشآموز بدون آموزش و مشارکت، تربیت فرد مطیع را جایگزین فرد خلاق و مسئول میکند.
3. مغایرت با سند تحول بنیادین: در سند تحول بنیادین آموزشوپرورش، مشارکت خانواده، سلامت دانشآموز، و تربیت اجتماعی بهعنوان اصول کلیدی مطرح شده است. تصمیمات فردی بدون اجماع و گفتوگو، خلاف این اصول است.
پیامدها:
بیاعتمادی والدین به مدیران و نظام آموزشی
کاهش انگیزه دانشآموزان برای تحرک و سبک زندگی سالم
عادی شدن تصمیمگیری سلیقهای بهجای مشارکتمحور
نتیجهگیری: مدارس باید الگوی عقلانیت، سلامت و مشارکت باشند. مدیرانی که بدون مشورت و پشتوانه تصمیم میگیرند، نظام آموزشی را به میدان سلیقهها و دیکتاتوری فردی تبدیل میکنند. اکنون زمان آن است که نظام نظارت بر مدارس تقویت شود، والدین صدای خود را بلندتر کنند، و مدیران آموزش ببینند که قدرت، بدون عقلانیت، ضد تربیت است.
این وبلاگ بنا دارد تا به موضوعات مرتبط با توسعه شهر در حوزه جغرافیا و بازتاب فضایی عملکرد برنامه ریزی ها، سیاست های دولت ها و همچنین نقد رویکردهای فعلی برخورد کننده با شهر وجایگاه شهرهای ایران در سلسله مراتب شهری جهان بپردازد. جایگاه شهر ها ، رقابت پذیری شهر ها از ساختار قدرت های سیاسی محلی، ملی، منطقه ای و جهانی و توسعه ناحیه ای و منطقه ای، ناشی از بازیگران جهانی .تمامی مطالب نظرات و برداشت های نویسندگان است و با ذکر منبع مجاز است.