ایرانِ ناکارآمد؛ نظامی مفید برای دیگران، مضر برای مردم خود

مقدمه نظام سیاسی حاکم بر ایران، در حالی که ناتوان از تأمین ابتدایی‌ترین نیازهای شهروندان خود است، به شکلی متناقض به یکی از مفیدترین ساختارها برای بازیگران منطقه‌ای و جهانی تبدیل شده است. این نوشتار، با نگاهی تحلیلی، نشان می‌دهد که چگونه ناکارآمدی ساختاری جمهوری اسلامی، نه‌تنها مانعی برای توسعه داخلی بلکه فرصتی طلایی برای دیگران بوده است.

۱. نعمتِ ناتوانی برای رقبای انرژی ایران با داشتن دومین ذخایر گاز جهان و منابع عظیم نفتی، به‌طور طبیعی باید یکی از قدرت‌های تعیین‌کننده در بازار انرژی باشد. اما ناکارآمدی ساختاری، فساد سیستمی و تحریم‌های ناشی از رفتار سیاسی نظام، این کشور را از ایفای نقش در بازار جهانی انرژی بازداشته است. کشورهای رقیب در خلیج فارس، از این خلأ نهایت بهره را می‌برند؛ منابع مشترک را بدون مزاحمت استحصال می‌کنند، بازار جهانی را با نبود ایران بهتر مدیریت می‌کنند و از موقعیت ژئوپلیتیکی ایران برای تقویت موقعیت خود در اوپک و بازارهای بین‌المللی استفاده می‌کنند.

۲. ایرانِ تهدیدآفرین؛ توجیهی برای نظامی‌گری همسایگان جمهوری اسلامی با سیاست‌های تنش‌زا و گفتمان ایدئولوژیک، چهره‌ای تهدیدآمیز از خود در منطقه ساخته است. همین چهره، باعث شده است کشورهای همسایه از عربستان گرفته تا امارات، میلیاردها دلار صرف خرید تسلیحات از غرب کنند؛ تسلیحاتی که با برچسب «مقابله با ایران» فروخته می‌شوند. ایران به‌صورت ناخواسته به بزرگ‌ترین بازاریاب شرکت‌های اسلحه‌سازی غربی در منطقه تبدیل شده است.

۳. تحریم، فرصت طلایی برای همسایگان تحریم‌های اقتصادی، گرچه فشار گسترده‌ای بر مردم ایران وارد کرده، اما برای کشورهای همسایه و برخی بازیگران فرامنطقه‌ای فرصتی اقتصادی فراهم کرده‌اند. از صادرات غیررسمی به ایران تا قاچاق کالا، از ترانزیت‌های مشکوک تا استفاده از بازار خاکستری، همه‌وهمه به یک اقتصاد انگلی منطقه‌ای دامن زده که بر دوش ناتوانی ساختاری ایران استوار است. ایرانِ تحریم‌شده، یک معدن طلا برای واسطه‌ها، قاچاقچیان، و اقتصادهای همسایه است.

۴. آینه عبرت برای دیگر ملت‌ها جمهوری اسلامی، به واسطه‌ی سرکوب داخلی، فقر گسترده، خروج نخبگان و فروپاشی تدریجی نظام‌های آموزش، بهداشت و محیط‌زیست، به نمونه‌ای از «آنچه نباید شد» تبدیل شده است. این وضعیت، به‌شکلی ناخواسته، به دیگر دولت‌های منطقه مشروعیت داده است تا با مقایسه خود با ایران، وجهه‌ای مقبول‌تر به‌دست آورند و از تکرار تجربه ایرانی بپرهیزند. ایران، آینه‌ای است که همه با نگاه به آن، راه خود را اصلاح می‌کنند—جز خود ایران.

نتیجه‌گیری نظام ناکارآمد سیاسی در ایران، برخلاف ظاهر تقابلی‌اش با جهان، در واقع به‌شدت در خدمت حفظ منافع بازیگران دیگر است. اگرچه این نظام، برای مردم ایران سرکوب، فقر و ناامیدی به ارمغان آورده، اما برای دیگران به‌معنای سود، امنیت، کنترل بازار، و ابزار بازدارنده بوده است. شاید به همین دلیل است که تغییر آن، نه‌تنها اراده‌ای داخلی، بلکه مقاومت‌هایی خارجی نیز پیش‌روی خود دارد.