عنوان: نابرابری نظامی ایران و اسرائیل؛ نبرد در میدان علم، نه فقط جنگ‌افزار

مقدمه جنگ ۱۲ روزه اخیر میان اسرائیل و جمهوری اسلامی ایران، اگرچه از سوی تهران با ژست پیروزی و «پایداری» تبلیغ شد، اما واقعیت میدانی چیز دیگری را نشان می‌دهد: کشته شدن بیش از ۳۰ فرمانده رده‌بالای ایرانی و انهدام قابل‌توجه توان نظامی مستقر در منطقه. با این حال، آنچه بیش از آمارها اهمیت دارد، درک علتِ این نابرابری است؛ نابرابری‌ای که نه فقط حاصل برتری تجهیزات، بلکه محصول فاصله عمیق در ساختار تولید علم و فناوری نظامی است.

۱. علم، منبع واقعی قدرت نظامی در ارتش‌های مدرنی چون اسرائیل و آمریکا، مسیر تولید قدرت از علم آغاز می‌شود. مؤسسات نظامی مانند Rafael، Elbit Systems یا DARPA در آمریکا، به‌مثابه موتورهای محرک علم و نوآوری عمل می‌کنند. آن‌ها فناوری‌هایی را توسعه می‌دهند که ابتدا در میدان جنگ آزمایش می‌شود و سپس به دانشگاه‌ها، بازار و فضای عمومی انتقال می‌یابد. این مدل «نظامی‌سازی علم» نه‌تنها بازدارندگی را تقویت می‌کند، بلکه جریان پایدار و پیشرونده‌ای از نوآوری ایجاد می‌نماید.

۲. مسیر معکوس در ایران؛ از پایان‌نامه به میدان جنگ؟ در ایران، خلاف این مسیر جریان دارد. ساختار علمی کشور عمدتاً جدا از ساختار نظامی حرکت می‌کند. بسیاری از پروژه‌های نظامی نه از دل پژوهشگاه‌های تخصصی و مستقل، بلکه از دانشگاه‌های ایدئولوژی‌زده، یا حتی پایان‌نامه‌های فرمایشی و کپی‌شده رشد می‌کنند. نتیجه، تأخیر در دسترسی به فناوری، ضعف در بومی‌سازی، و ناتوانی در تبدیل دانش به قدرت رزمی مؤثر است. این مدل، نه علم را تقویت می‌کند و نه بازدارندگی می‌سازد.

۳. علمِ طبقه‌بندی‌شده در خدمت امنیت در نظام‌های پیشرفته، بخشی از دانش در لایه‌ای محرمانه و طبقه‌بندی‌شده پرورش می‌یابد. این دانش، مستقیماً در خدمت ساخت قدرت است و امنیت ملی را با تکیه بر فناوری تضمین می‌کند. در مقابل، ایران فاقد چنین بستر پایداری برای پرورش علم طبقه‌بندی‌شده و بومی است؛ آنچه به نام «دانش بومی» معرفی می‌شود، اغلب شعاری تهی و تبلیغاتی است.

نتیجه‌گیری توان نظامی تنها با خرید سلاح و تولید موشک حاصل نمی‌شود. آنچه توازن میدان نبرد را تعیین می‌کند، توانایی در تولید و به‌کارگیری دانش در سطحی راهبردی است. اسرائیل بر لبه علم حرکت می‌کند؛ ایران بر لبه شعار. و تا زمانی که مسیر تولید علم در ایران از بازوی نظامی آغاز نشود و به فناوری ختم نگردد، هر پیروزی اعلام‌شده‌ای در میدان، بیش از آنکه واقعی باشد، سرپوشی بر یک شکست استراتژیک خواهد بود.