ورشکستگی محیط زیستی ایران و نقش نهادهای کمهوش امنیتی
ایران در ۴۷ سال گذشته شاهد توقف روند توسعه و انحراف در مسیر نهادسازی بوده است. با استقرار جمهوری اسلامی، الگوی نهاد عقلانی و توسعهمحور جای خود را به نهادهای ایدئولوژیک ـ امنیتی داد؛ نهادهایی که نه برای تولید دانش و توسعه پایدار، بلکه برای کنترل جامعه و بسط قدرت طراحی شدند. این جابهجایی بنیادین، ایران را وارد چرخهای از بازخورد منفی توسعه کرد: هر چه فشار بر جامعه و طبیعت بیشتر شد، ناکارآمدی و بحران عمیقتر گردید و پاسخ نظام هم چیزی جز سرکوب و بهرهکشی شدیدتر نبود.
۱. بهرهکشی به جای توسعه
در غیاب نهاد عقلانی، منابع ملی نه به مثابه سرمایهای برای آینده، بلکه به عنوان غنیمت ایدئولوژیک و رانتی تلقی شدند. معادن و منابع انرژی خام استخراج و فروخته شد، بدون اینکه زنجیره ارزش یا صنایع دانشبنیان شکل بگیرند. کشاورزی هم قربانی سیاستهای شعاری مانند «خودکفایی در گندم» شد که منجر به نابودی آبهای زیرزمینی و خاک حاصلخیز گردید.
۲. محیط زیست در برابر نهاد امنیتی
محیط زیست ایران در این چهار دهه نه تنها قربانی بیتوجهی، بلکه قربانی مستقیم نهادهای کمهوش امنیتی ـ نظامی بوده است. این نهادها به پروژههای عمرانی و سدسازیهای عظیم ورود کردند، بیآنکه از منطق علمی پیروی کنند. سود کوتاهمدت و رانتی بر هر معیار عقلانی غلبه کرد.
همزمان، هرگونه نهاد مدنی یا فعالیت مستقل در حوزه محیط زیست، به چشم تهدید امنیتی دیده و سرکوب شد. به این ترتیب، نه تنها منابع تخریب شدند، بلکه امکان اصلاح و مقاومت اجتماعی هم از بین رفت.
۳. چرخه بازخورد منفی توسعه
نهادهای کمهوش امنیتی با سرکوب جامعه و تاراج منابع، چرخهای بسته ایجاد کردند:
بهرهکشی شدیدتر از منابع → تخریب زیستبوم و بحران معیشتی
بحران معیشتی و زیستمحیطی → افزایش نارضایتی اجتماعی
افزایش نارضایتی → سرکوب بیشتر توسط همان نهادهای امنیتی
سرکوب بیشتر → حذف امکان اصلاح و تداوم بهرهکشی افسارگسیخته
این چرخه بازخورد منفی باعث شد ایران به سمت ورشکستگی محیط زیستی پیش برود، بیآنکه چشماندازی برای ترمیم وجود داشته باشد.
۴. از طبیعت به جامعه
همان الگویی که در برخورد با منابع طبیعی دیده میشود، در مواجهه با جامعه هم تکرار شده است. نهادهای امنیتی که باید حافظ سرزمین و آینده میبودند، خود به بزرگترین ماشین تخریب بدل شدند؛ هم تخریب طبیعت و هم تخریب سرمایه اجتماعی.
این وبلاگ بنا دارد تا به موضوعات مرتبط با توسعه شهر در حوزه جغرافیا و بازتاب فضایی عملکرد برنامه ریزی ها، سیاست های دولت ها و همچنین نقد رویکردهای فعلی برخورد کننده با شهر وجایگاه شهرهای ایران در سلسله مراتب شهری جهان بپردازد. جایگاه شهر ها ، رقابت پذیری شهر ها از ساختار قدرت های سیاسی محلی، ملی، منطقه ای و جهانی و توسعه ناحیه ای و منطقه ای، ناشی از بازیگران جهانی .تمامی مطالب نظرات و برداشت های نویسندگان است و با ذکر منبع مجاز است.