آیا مدیران کلان استان فارس بینش توسعه ای تمرکز زدا دارند؟
در دو نیم دهه اخیر دولت در راستای همسویی با نظام های جهانی قرار گرفته و سیاست های اقتصادی خود را در جهت واگذاری بازار به بخش خصوصی تعدیل نموده است. اجرای اصل ۴۴ قانون اساسی - تعدیلات ساختاری مهمی را بر بدنه دولت و جامعه تحمیل نموده است که اثرات ان تا ۲ تا ۵ سال آتی نمایان خواهد شد. آنچه از این منظر برمی آید دولت در شرایط فعلی جهانی با تعدیل ساختار ره به جایی نخواهد برد دولت به شدت نیازمند ساختارشکنی در خود است چرا که جامعه ساختارشکنی از مفاهیم اقتصادی و ارزشی و فرهنگی را بسیار پیش تر شروع نکوده است.
در راستای تعدیل ساختار در دولت سیاست تمرگز زدایی در دستور کار دولت قرار دارد. با کاهش تخصیص سهم نفت در توسعه در نتیجه اجرای اصل ۴۴ دولت برای تامین بودجه خود به ایجاد زیرساخت های مالی مالیاتی روی آورده است و توسعه جامعه را با بازتوزیع منابع حاصل از مالیات بر ارزش افزوده در جامعه قرار داده است. در این رابطه واگذاری تصمیمات به استانها نیز در جهت اجرای تمرکز زدایی از دولت انجام می شود. اما به نظر می رسد که در استان فارس مدیران کلان هنوز دلایل اصلی این موضوع را درک نکرده اند . در شرایطی که درآمد حاصل از مالیات بر ارزش افزوده به عنوان تنها ابزار دولت در جهت تحقق عدالت اجتماعی و ممانعت از مهاجرت مردم از شهر هاو روستاهایی کم جمعیت به کلانشهر شیراز باشد شرایط فعلی تداوم همان سیاست های ناعادلانه سابق بوده و شکاف بین شهر شیراز را با سایر شهرها و روستاهای استان فارس بیشتر می کند. به عنوان نمونه در سال ۹۰ سهم مالیات بر ارزش افزوده استان معادل ۴۲ میلیارد بوده است که با توجه به تعریف شاخص های نامناسب در جهت توزیع این منابع به استان فارس ۳۱ میلیارد از این منابع تنها به شهرستان شیراز تحصیص داده شده است. در سال جاری و در نیم سال اول ار مجموع ۳۲ میلیارد سهم مالیات بر ارزش افزوده ۵/۶میلیارد سهم بیش از ۱۵۰۰ دهیاری موجود و ۲۰ میلیاردسهم شهر ستان شیراز و تنها ۵/۵ میلیارد سهم ۹۳ شهر استان خواهد بود. به این ترتیب به نظر مدیران کلان استان همان سیاستی در فرانسه ۱۹۷۰ را ادامه می دهند که در رازیابی نتایح ان سیاست متابی تالیف شد به عنوان پاریس و بیابانهای فرانسه که اشاره ای داشت که روند موجود در کشور فرانسه همه جا به جز پاریس را به بیابانی از فقر تبدیل نموده است. با روند فعلی باید گفت شیراز و بیایان های فارس .
این وبلاگ بنا دارد تا به موضوعات مرتبط با توسعه شهر در حوزه جغرافیا و بازتاب فضایی عملکرد برنامه ریزی ها، سیاست های دولت ها و همچنین نقد رویکردهای فعلی برخورد کننده با شهر وجایگاه شهرهای ایران در سلسله مراتب شهری جهان بپردازد. جایگاه شهر ها ، رقابت پذیری شهر ها از ساختار قدرت های سیاسی محلی، ملی، منطقه ای و جهانی و توسعه ناحیه ای و منطقه ای، ناشی از بازیگران جهانی .تمامی مطالب نظرات و برداشت های نویسندگان است و با ذکر منبع مجاز است.