برنامه تعدیل ساختاری که از سوی صندوق بین الملی پول و بانک جهانی از یک سود و اقتصاددانان ساختارگرا و لیبرال جهت کشورهای جهان سوم و درحال توسعه تجویز و به اجرا درآمد پس از 13 سال مصر را دچار آشوب و انقلاب کرد. اگر چه اینک تعبیر انقلاب مصر را بیداری اسلامی یا بهار عربی می نامند اما عامل اصلی در پیدایش چنین حرکتی چیزی جز برنامه تعدیل ساختاری اقتصاد محور که در تلاش به ورود به نظام سرمایه داری به اجرا گذاشته نیست. اگر چه صرف تلاش حاکمان یک جامعه در حرکت به سمت سرمایه داری  غربی و آمریکایی از سوی بنیادگرایان و سنت گرایان با مخالفت روبرو می شود. اما  دلیل اصلی مقاومت، اثرات سوء اقتصادی  این حرکت به سمت غرب بر جامعه است تا اثرات فرهنگی

کشور مصر به لحاظ جغرافیایی در منظقه ای با اراضی محدود کشاورزی واقع گردیده و هرگونه افزایش مازاد محصول کشاورزی نیازمند سرمایه گذاری زیادی است. کشورهایی که در چنین شرایطی به سر می برند با اقتصاد مبتنی بر کشاورزی امکان توسعه یافتن ندارند . به دلیل سرمایه بر بودن و بالا بودن هزینه توسعه کشاورزی در عین پایین بودن ارزش افزوده و تولید ثروت  امکان  افزایش ثروت برای ورود سرمایه به بخش صنعت و خدمات وجود ندارد.(البته در شرایط زمانی و مکانی فعلی . نه در زمانی که ژاپن به توسعه دست یافت)در این اوضاع و احوال در جهت نیل به توسعه سرمایه داری  تنها عامل مهم در رشد و توسعه یک کشور ورود سرمایه از خارج است که بستگی به پتانسیل های طبیعی و موقعیت نسبی کشورها دارد. در این رابطه مصر به دلیل پتانسل تاریخی و گردشگری از یک سو و قرار گیری در مجاورت کانال سوئز توان نسبتا مناسبی در ورود سرمایه به کشور و استفاده در صنعت دارد. همچنین نیروی کار مهاجرین مصری در کشورهای  حاشیه خلیج فارس نیز از جمله منابع درآمد ارزی برای مصر بود. سران مصردر راستای حرکت به سمت توسعه اقتصادی  ناچارا متکی به واردات محصولا کشاورزی بودند. در این راستا کمک های غذایی  امریکا که ارزانتر از قیمت های جهانی (یارانه دار) که با دو سیاست خارجی و داخلی امریکا پی گیری می شد(کنترل مصر در جهت جلوگیری از تنش زایی و ماجراجویی مصر و تقویت حضور میانه رو ها در مصر با وابستگی غذایی) و دیگری  دراختیار داشتن بازار ثابت محصولات داخلی کشاورزی خود و  و صادرات آن به مصر با افزایش محصولات کشاورزی داخلی آمریکا(ایجاد کننده تعادل در تولید و مصرف محصولات کشاورزی امریکا در د اخل و جهان) با افزایش جمعیت مصر همزمان تقاضا برای واردات محصولات کشاورزی نیز افزایش یافت و دولت  مصر درخواست افزایش کمک های غذایی از آمریکا را مطرح کرد. شرط پذیرش درخواست مصر قرارداد صلح کمپ دیوید بود که سران مصر را در مقابل جامعه قرار داد. از سوی دیگر شرایط جهانی و کاهش سهم درامد ارزی مصر از گردشگری و کانال سوئز به دلیل بحران خلیج فارس و جنگ عراق و جنگ حزب الله دولت با کسری های تراز پرداخت مواجه شد. نتیجه این عوامل تلاش دولت در کاهش هزینه های خود و شتاب بخشیدن به تعدیل ساختا ری بود. به این ترتیب با شدت یافتن تعدیل ساختاری دولت ناپارا مجبور به کاهش سهم اموزش و بهداشت عمومی در کشور شد.اتفاقا در این دو بخش اموزش و بهداشت  به صورت غیر رسمی اخوان المسلین و اسلامگرایان حضور فعالی داشتند. و با استفاده از شبکه های دریافت مازاد اقتصادی غیر رسمی خود از جمله زکات خدمات محدودی به حاشیه نشین های شهری و اقشار ضعیف ارائه می کردند. که عمدتا حاشیه شهرقاهره را پوشش می داد. با افزایش هزینه های بهداشت ودرمان و آموزش اقبال عمومی به دریافت کمک های اخوان المسلمین افزایش یافت و ائتلاف فراگیری حول محور اسلام گرایان شکل گرفت که نتیجه آن تحت عنوان بیداری اسلامی یا بهار عربی مطرح است. در این گذار اسلامگرایان با کمک توده مردم توانستند از شرایط اقتصادی ناشی از برنامه تعدیل ساختاری بهره جسته و قدرت را در دست گیرند. اما انچه در آینده قابل پیش بینی است اینکه اسلامگرایان نیز ناچارا باید با سرعت بیشتری برنامه تعدیل ساختاری را در پیش بگیرند و این سرعت بالا در شرایط بی ثبات فعلی  آینده مبهمی را در پیش روی اسلام گرایان قرار خواهد داد که چیزی جز بازگشت به سیاست های اقتصادی رژیم سابق و تن دادن به امتیازات جهانی  نخواهد بود.