جامعه بشری دوران گذاری را از زندگی کوچ نشینی به روستانشینی و سپس از روستانشینی به شهرنشینی را با تغییر در شیوه تولیدی خود و با دراختیار گیری  ابزار تولیدی که طبیعت در اختیار او قرار داده به شکل انقلابات  طی نموده است. گذار تاریخی روستانشینی به شهرنشینی هم به دلیل ماهیت متفاوت شیوه تولید- مقیاس تغییرات  و نزدیکی زمانی به عصر حاظر مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است. نمونه کلاسیک این گذار به شهرنشینی گذار انقلابی از فئودال روستایی اروپا به سرمایه داری مبتنی به شهرنشینی است. به این جهت مدل این گذار و تحلیل ریشه های اجتماعی- سیاسی- اقتصادی و عوامل و اثراتی که منجر به این فرآیند غالب جامعه گردیده است مورد بحث و نظریه پردازی های متعددی به شکل مکتب ها و پارادایم ها ی علمی به تحلیل کشیده شده است. ریشه های چنین انقلاب عظیمی را در تغییر میزان و حجم سرمایه - حرکت سرمایه در فضا و تغییر در نوع مالکیت ابزار تولید شناسایی شده است.با شناسایی این عناصر تغییر دهنده نظام اجتماعی  سایر جوامع نیز با این مقیاس را می توان مورد مقایسه تطبیقی و تحلیل قرار داد.

در ایران نیز مانند سایر جوامع جهت ارزیابی نقش و مفهوم شهرنشینی معاصر با تاکید بر عناصر گفته شده منجر به مطالعات منحصر به فردی شده است.

در این میان برخی معتقدند  که شهرنشینی ایران  حاصل دخالت  و قدرت افکنی نظام جهانی است و تحولات داخلی ایران را ناشی از قرار گیری ایران در حوزه پیرامونی نظام جهانی سرمایه داری  دانسته اند. فیتفوگل را شاید بتوان نماینده این گرایش فکری دانست به شرطی که ایران را در زمره کشور آبسالار به حساب آورد. (بنده اعتقادی به آبسالاری ایران ندارم)  مارکسیست ها- ساختارگزاها پشتوانه فکری این تفکر را تشکیل می دهند.

برخی دیگر یکسره نقش عوامل داخلی را در تحولات اجتماعی و اقتصادی  تاکید قرار داده و به نقش خارجی و مناسبات جهانی توجهی نداشته و تنها اثرگذاری خارجی را در حد مبادلات تجاری ناشی از روابط بین الملل می دانند.

دسته سوم  افرادی هستند که معتقدند شهرنشینی ایران علاوه بر مناسبات درونی اجتماعی و اقتصادی  حاکم بر تولید داخلی تحت تاثیر تحولات جهانی و سازمان یابی تولیدی نظام سرمایه داری نیز می باشد. فوران از جمله این گروه است.

فرخ حسامیان در مقاله تحلیلی خود با عنوان شهرنشینی مرحله گذار گرایش نزدیکی با  دسته اول (اثرگذاری غالب عومل خارجی) دارد. اگر چه روند کلی که حسامیان در مرحله گذار  بیان می کند مسیری است که توان توضیح گذار شهرنشینی ایران را دارد اما تحلیل ایشان از مرحله شهرنشینی بطئی نیازمند بازنگری و تدقیق بیشتری است. به بیان دیگر نمی توان ریشه های اصلی  شکل گیری شهرنشینی بطئی و بازتاب فضایی آنرا توضیح دهد.  پیگیری رابطه شهر و روستا در سال های ۱۳۰۰ تا ۱۳۲۰ که دوران آغاز گذار نامیده شده است  نیازمند عقب گشیدن این تاریخ تا زمان جنگ ایران و روس در زمان قاجاریه است.

با شروع سلطنت رضا شاه ۲ اتفاق اصلی در صحنه اقتصادی ایران به وقوع پیوست که این اتفاقات منجر به تغییر در حوزه سیاسی و اجتماعی  گردید. هر دو عامل به یک اندازه مهم بودند. عامل اول برقراری مالیات بر محصولات کشاورزی داخلی بود و عامل دوم انحصار واردات محصولات بازرگانی که توسط اقتدار دیوانسالاری دولتی نظامی به دست گرفته شد. به بهترین شکل ممکن شهر کانون تمرکز مازاد ناشی از مبادله محصول خارجی و تمرکز مالیات کشاورزی گردید که منحصرا متمرکز شده در دست دولت بود. بهترین حالت برای شروع یک نظام سرمایه داری که برای رسیدن چنین وضعیتی از تمرکز ثروت اروپا ناچار به انتظار ۳۰۰ ساله بود.

انحصار واردات در دست دولت منجر به افزایش درآمد ناشی از رانت تجاری از یک سو و خروج تجار سابق از عرصه اقتصادی و شروع تنش بین قدرت و تاجران شهر می شود. برقراری مالیات بر محصولات کشاورزی موجب شد که اولا  سهم مازاد و اضافه ارزش محصول کشاورز و پس انداز او کاهش یابد. دومین موضوع سهم ثروت مالکین زمین که سه دسته عمده بودند کاهش یافت (روحانیون در قالب املاک وقفی- خوانین و دهقانان) این خود منجر به نارضایتی و شروع تنش های سیاسی گردید. تغییر در رابطه بین شهر و روستا به این شکل قابل رهگیری است. دولت این اضافه ارزش را به دو صورت در چرخه سرمایه داری وارد کرد. یکی هزینه مصرفی و دیگری تولید اضافه ارزش

تقویت دیوانسالاری که مصرف کننده قسمتی از مازاد بود که این مصرف تولید کننده امنیت به عنوان به  سرمایه  ثابت جهت رشد سرمایه بود (در این حالت هزینه های دولتی خود به خود در شکل مصرفی تبدیل به ایجاد ارزش افزوده در سرمایه  می شود) در این حالت رابطه بین شهر و روستا بی تغییر ماند اما مازاد ناشی از مالیات به نفع شهر تغییر کرد. اما به دلیل تمرکز مازاد در دست دولت منجر به تحولات شهری به شکل کلان نشد و تنها اثرات ناشی از استقرار دیوانسالاری  بر فضای کالبدی شهر تحمیل کرد. افزایش شدت خروج مازاد ناشی از مالیات در ادامه منجر به کاهش سرمایه در روستا و در نتیجه کاهش سطح رفاه روستاییان شد که منجر به کاهش سرمایه گذاری بر زمین و در نتیجه کاهش سطح تولید و عرضه محصولات کشاورزی در روستا شد و در ادامه قیمت محصولات کشاورزی در شهر ها افزایش می یابد. این افزایش قیمت محصولات کشاورزی در شهر ها منجر به افزایش سرمایه در روستا شده و سیتم توزیع ثروت بین شهر و روستا دوباره به سطح اولیه می رسد(اضافه ارزشی که در قالب مالیات از روستا اخذ شد با افزایش قیمت محصولات کشاورزی ناشی از کاهش تولید محصول مجددا به روستا بازگشت.) این افزایش قیمت محصول کشاورزی در این مرحله منجر به کاهش رشد جمعیت شهر می گردد که به دام ریکاردوئی مشهور است. در این حالت یا رشد جمعیت کاهش می یابد یا ناچارا دولت مجبور به واردات محصولات کشاورزی می کند.

استخراج و تمرکز مداوم مازاد روستا همچنان جزو وضایف شهر  در ید قدرت دولت است اما این نقش شهر در روستا  آ نگو نه که حسامیان در مقاله خود تحلیل می کند ناشی از گسترش نقدینه کاری-  یعنی  در جایگزین شدن محصولات ستنی و معیشتی با محصول قابل فروش و قابل صدور بازتاب نمی یابد بلکه استخراج به صورت مالیات بر محصولات کشاورزی انجام می شود . همین موضوع منجر به عدم بازتاب فضایی ناشی از مازاد بر کالبد شهر است. در هردو حالت هنوز هیچکونه وابستگی روستا به شهر معنا پیدا نمی کند. در دوره شهرنشینی بطئی عدم رشد جمعیت ناشی از همین موضوع است(دام ریکاردوئی) این دام عامل اصلی موزونی شبکه شهری ایران است.

به این ترتیب تا قبل از شهرنشینی شتابان به جای تایید گسیختگی شبکه های محلی می توان به کاهش یا شدت یافتن جریان شبکه های ملی استخراج مازاد بین شهر و روستا اشاره نمود نه گسیختگی شبکه ها . در صورت تایید گسیختگی بلافاصله ما باید شاید اضمحلال یکی از شهر یا روستا باشیم که اینگونه نبود.

درآمد ناشی از مالیات کشاورزی و رانت تجاری در دست دولت دو اثر سرمایه داری دیگر نیز داشت اول اینکه مانع از تقسیم ثروت در بین گروه هایی شد که اضافه ارزش تولید نمی کردند(روحانیت و بازرگانان)

دوم منجر به سرمایه گذاری در زیرساخت های ارتباطی بین شهری گردید (سرمایه گذاری ثابت در محیط مصنوع) این سرمایه گذاری نیز منجر به ایجاد اضافه ارزش بیشتر و طولانی تر از یک سو و ایجاد بازارهای کارا تر شد. به اینگونه مازاد تمرکز یافته در دست دولت به بهترین شکل سرمایه گذاری شد و منجر به ایجاد اضافه ارزش زیادی گردید. به این ترتیب سرمایه گذاری در مرحله اول شروع توسعه به بهترین وجه انجام شد.

سرمایه گذاری در ارتباطات از یک سو سرعت گردش سرمایه و گردش کالا - کاهش زمان توزیع و مبادله - افزایش سرعت مبادله و نهایتا افزایش بازار محصولات کشاورزی و در نتیجه  افزایش تولید محصول در روستا می شود. با افزایش تولید محصول به شکل مستقیم افزایش مازاد استخراج شده توسط مالیات از روستا نیز افزایش می یابد. تا اینجا سرمایه در حال بازتولید خود در دست دولت است اما رشد سریع سرمایه ادامه دارد ولی تعادل در شبکه بین شهر و روستا به هم نخورده است.(گسترش بازار= افزایش تولید محصول کشاورزی= افزایش سرمایه کشاورزی= افزایش سهم مالیات= افزایش ثروت دولت)