با روی کار آمدن دولت اردوغان در ترکیه و راهبرد های سیاسی و اقتصادی در پیش گرفته شده از سوی آن دولت که بر محور حرکت سریع به سوی جهانی شدن پی ریزی شده بود رشد بالای اقتصادی را به همراه داشت.  رشد بالای اقتصادی ترکیه در دهه ای اتفاق اقتاد که 1: نظام جهانی در حال تجدید ساختار خود دچار رکود طولانی مدت گردید . 2: موقعیت استراتژیک ترکیه و نزدیکی به بازارهای اسلامی و ظهور اندیشه های ضد غربی بازار آسانی را در اختیار ترکیه که با شعار اسلام گرایی وارد عرصه قدرت شدند قرار داد. به خصوص بازار ایران که در نتیجه سیاست های دولت دچار رکود با تورم شده بود و بازار عراق که در نتیجه اشغال بخش تولید آن از هم پاشیده بود.  با افزایش رشد اقتصادی ترکیه که مبتنی بر نظام لیبرال  بنا شده است منجر به ایجاد شکاف درآمدی بین سرمایه دار و سایر طبقات  جامعه ترک گردیده است. با افزایش فاصله بین طبقات (افزایش ظریب جینی)  فاصله زیادی بین تصمیم گیری های سیاسی منطقه ای دولت مداران ترکیه و طبقات متوسط و پایین ترکیه ایجاد شده است. نتیجه جدایی بین قدرت و جامعه در ترکیه  ناشی از شکاف درآمدی که پیا مد رشد بالای اقتصادی دهه اخیر ترکیه است منجر شد تا ضمن دخالت و قدرت افکنی در اوضاع سوریه و تنش زایی در پیرامون مرزهای خود   اولا بازار های عمده منطقه ای خود را از دست داده ( از دست رفتن بازار سوریه- عراق و ایران) و ثبات منطقه ای که پیش نیاز رشد اقتصادی است را برهم زده  و از سوی دیگر با شروع از سر گیری رشد اقتصادی اروپا صادرات کالا به اروپا از سوی ترکیه و رقابت در این بازار سخت تر شده است.تمام موارد بالا  گفته شده ناشی از افزایش شکاف طبقاتی جامعه ترک-   افزایش جدایی سیاسی  دولت و جامعه که پیامد شکاف طبقاتی نظام سرمایه داری ترکیه است از یک سو و از سوی دیگر تمایل دولت به ایدئولوژی گرایی اسلامی و تمایل به فشار به زیربناهای قانونی غیر مذهبی ترک منجر به واکنش طبقه متوسط  طرفدار سیاست های آتاتورک گردیده است.